تصاوير انفجار هسته اي



 
 منبع : تابناك

نمودار خشكسالي در ايران

گرمای بی سابقه هوا در زاگرس
تا زمانی که مدیریت منابع آب ما سنتی باشد به ویژه در بخش کشاورزی و همچنین مدیریت تخصیص منابع آبی درست انجام نشود مانند حقابه محیط زیست و تخصیص آب به صنعت و کشاورزی و شهرنشینی بر اساس برنامه های آمایش سرزمین، نمی توان گفت که منابع آبی ما از خشکسالی جان سالم به در ببرند.
در حالی که اخبار گرمای بی سابقه در استانهای زاگرس نشین در صدر اخبار رسانه ها قرار گرفته اما گرمای هوا دراقصی نقاط کشور حکایت از تب تند خشکسالی دارد که هر روز بر شدت آن در مناطق مختلف و حتی مناطق خوش آب و هوای زاگرس افزوده می شود.

به گزارش خبرنگار مهر، با سپری شدن 10 ماه از سال آبی ۹۰-۸۹ بنا بر گزارشهای پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان همچنان خشکسالی با روند ماههای گذشته و حتی با شدتی بیشتر بر بخش اعظم ایران سیطره یافته و همانطور که انتظار می رفت افزایش دمای تابستان به همراه خشکسالی هایی که بر اقصی نقاط کشور حاکم شده بر وخامت اوضاع افزوده است.

در تیرماه سال آبی ۹۰-۸۹ تعداد کلاس های خشکسالی و ترسالی مشابه با ماه گذشته (خردادماه) است و همانطور که نمودار ۱ نشان می دهد ۴ کلاس خشکسالی بسیار شدید، شدید، متوسط و خفیف غلبه یافته و ۳ کلاس ترسالی خفیف، متوسط و شدید نیز به چشم می خورد.



خشکسالی متوسط با مساحتی در حدود 45.1 درصد کشور در جایگاه اول قرار گرفته و به صورت کمربندی ناحیه غربی را به ناحیه شمال شرقی و شرق پیوند می دهد، همچنین این کلاس خشکسالی به مانند نواری از ناحیه غربی در امتداد کرانه های دریای عمان و خلیج فارس به گوشه جنوب شرقی کشور می رسد.

خشکسالی خفیف در حدود 26.7 درصد از مساحت ایران را به خود اختصاص داده که در بخش جنوب شرقی، ترسالی متوسط و شدید را در بر گرفته و بر بخش عظیمی از گوشه شمال غربی کشور حاکم شده است. این خشکسالی در نیمه شمالی استانهای اصفهان و خراسان رضوی نیز مشاهده می شود.

در سومین جایگاه، خشکسالی شدید با 11.3 درصد مشاهده می شود که از ناحیه شرقی یزد آغاز شده و پس از در برگرفتن انار و رباط پشت بادام به بیرجند می رسد، همچنین این خشکسالی بخش جنوبی استان خوزستان شامل شهرهای آبادان، رامهرمز و ماهشهر را درگیر کرده است.

خشکسالی شدید در یزد و اصفهان

اما خشکسالی بسیار شدید با 4.2 درصد کم ترین طبقه یا کلاس خشکسالی را به خود اختصاص داده که این خشکسالی به صورت نواری کرانه دریای عمان را احاطه کرده و همچنین از بخش شمال شرقی استان اصفهان به ناحیه جنوب شرقی استان یزد کشیده شده است.



در شمال غربی ترین نقطه کشور و در نیمه جنوب، جنوب شرقی همچنان ترسالی حاکم می باشد، اما متاسفانه از وسعت آن کاسته شده به طوری که در مجموع در کل ایران شاهد 12.7درصد ترسالی هستیم که 10.1درصد به ترسالی خفیف، ۲ درصد ترسالی متوسط و 0.6 درصد به ترسالی شدید اختصاص یافته است.

مطالعه درصد تغییرات میزان بارش از مهرماه ۱۳۸۹ تا تیرماه ۱۳۹۰ و مقایسه آن با متوسط درازمدت نشان می دهد که در کل ایران از مهر تا آذرماه شدت خشکسالی به تدریج افزایش یافته و از آذر تا اسفندماه با شیب زیادی روند شدت خشکسالی نزولی شده و با وجود افزایشی که در فروردین ماه در شدت خشکسالی مشاهده می شود، در ماه اردیبهشت شدت خشکسالی روند کاهشی را نشان می دهد و در خردادماه نیز می توان روند اردیبهشت ماه را مشاهده کرد اما در تیرماه کمی نسبت به خردادماه شدت خشکسالی افزایش یافته است.

آذربایجان غربی پرباران ترین؛ یزد کم باران ترین استان کشور

بنابر این گزارش مجموع بارندگی ایران تا پایان تیرماه در سال آبی جاری، 182.5 میلیمتر بوده که میانگین بارندگی درازمدت ایران در این دوره، 228.7 میلیمتر ثبت شده است. این در حالی است که درصد کاهش بارندگی نسبت به دوره آماری بلندمدت 20.2 درصد بوده و بالاترین درصد خشکسالی مربوط به جنوب استان سیستان و بلوچستان، ایستگاه چابهار با 81.3 درصد کاهش بارندگی نسبت به میانگین درازمدت بوده که طی این مدت، بارندگی این ایستگاه نسبت به میانگین درازمدت به یک پنجم کاهش یافته است.

از سوی دیگر بالاترین درصد ترسالی مربوط به ایستگاه زاهدان استان سیستان و بلوچستان با 58.6 درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین درازمدت بوده که در طی آن بارندگی این ایستگاه نسبت به میانگین درازمدت بیش از 1.5 برابر شده است.



در این بین پرباران ترین استان کشور آذربایجان غربی با حدود 5.6 درصد افزایش بارش نسبت به میانگین درازمدت و کم باران ترین استان این سرزمین استان یزد با حدود 50.5 درصد کاهش بارش نسبت به میانگین درازمدت بوده است.

3 دلیل خشکسالی در کشور

یک عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر محیط زیست نیز در این رابطه در گفتگو با خبرنگار مهر به تشریح علل خشکسالی در کشور پرداخت و عنوان کرد: به طور کلی می توان سه عامل اصلی را در این زمینه دخیل دانست که در درجه نخست عامل جغرافیایی از درجه اهمیت خاصی برخوردار است.

مزدک دُربیگی با یادآوری اینکه ایران در یک محدوده خشک کره زمین قرار گرفته و به طور طبیعی مشکل خشکسالی همیشه وجود داشته است، عنوان کرد: در درجه دوم موضوع اقلیم به میان می آید که مربوط به دوره های خشکسالی و ترسالی می شود که این را باید از متخصصان مربوط پرسید که ما در چه دوره ای قرار داریم و این روند طبیعی است یا نه که در این موضوع باید تحقیقات گسترده ای انجام شود.

وی ادامه داد: سومین عامل چالشی ترین موضوع جهان امروز است که دانشمندان نام "گرمایش جهانی" را برای آن انتخاب کرده اند که به تغییرات اقلیمی در سطح کره زمین اشاره می کند و کشور ما هم از آن دور نبوده و گرمایش جهانی می تواند بازخوردی بر خشکسالی در کشور باشد و آن را افزایش دهد.

تاثیرات خشکسالی بر محیط زیست طبیعی و انسانی ایران

دربیگی که دارای دکترای تخصصی مدیریت محیط زیست پیرامون تاثیرات خشکسالی بر محیط زیست ایران عنوان کرد: در محیط زیست طبیعی وضعیت به شدت حاد خواهد شد.



وی با بیان اینکه در کشور ما در بحث پارکداری و مدیریت مناطق حفاظت شده و عرصه های جنگلی و مرتعی به شدت مشکل وجود دارد، گفت: این در حالی است که این روند در حالی افزایش می یابد که آتش سوزی های گسترده دهه 90 یکی از چالش برانگیزترین مسائل پیش روی مدیریت این مناطق در ایران به حساب می آید.

دربیگی ادامه داد: علاوه بر مسائل یاد شده مدیریت زیستگاه در این مناطق به شدت مشکل می شود چون تامین منابع آبی و غذایی برای حیات وحش مشکل خواهد بود.

این پژوهشگر و فعال محیط زیست با اشاره به اثرات خشکسالی بر محیط زیست انسانی، افزود: در بحث محیط زیست انسانی نیز بحران زیاد خواهد بود به ویژه درباره صنایعی که آب مصرفی زیادی دارند و اگر خشکسالی تداوم داشته باشد یکی از منابع اصلی که آسیب می بیند همین منابع آبی است.

دربیگی ادامه داد: با کاهش منابع آبی جدا از بخش کشاورزی، صنایع وابسته به آب به شدت دچار بحران آب می شوند و یا صنعت باید فشار بیشتری به منابع آبی بیاورد که دوباره پیامد منفی بیشتر می شود یا تعطیل کند و در این صورت هم پیامدهای منفی دیگری مانند بیکاری به وجود خواهد آمد که فقر و بیکاری باز خود یکی از عوامل اصلی تخریب کننده محیط زیست است.

مناطق زاگرس نشین در حال تجربه جدیدی از خشکسالی

بنابراین در چنین شرایطی که متاسفانه کشور یکی از خشک ترین سال ها را تجربه می کند و خشکسالی بر اقصی نقاط ایران سیطره یافته است، توجه مسئولان و استراتژی های لازم و رویکردهای اساسی و مطلوب در زمینه مدیریت خشکسالی می تواند تا حدودی از اثرات ناگوار خشکسالی ها که ممکن است در آینده ای نزدیک ایران زمین را با شدتی بیشتر از گذشته درگیر کند، بکاهد.

از سوی دیگر سرایت شدت خشکسالی به مناطق زاگرس نشین ایران که همواره جزء پرآب ترین مناطق ایران و دارای آب و هوایی مطلوب محسوب می شده اند این روزها نگرانی فعالان محیط زیست را برانگیخته است.



خشکسالی در ایران پدیده ای طبیعی است؛ این جمله ای تکراری است که بارها از سوی کارشناسان محیط زیست رسانه ای شده است. این در حالی است که عوامل مصنوعی که بر اثر زیاده روی ها و تند روی های ما انسانها به وجود آمده عاملی تاثیرگذار بر روی خشکسالی های طبیعی این سرزمین به خصوص زیستگاه ارزشمند زاگرس شده است.

در سال های اخیر محیط زیست استان های زاگرس نشین با انواع و اقسام مشکلات طبیعی و غیر طبیعی روبرو بوده اند و در این بین آسیب های بسیاری را نیز متحمل شده اند.

33 درصد جنگلهای زاگرس در حال نابودی است

یک فعال محیط زیست پیرامون دلایل مصنوعی شدت گرفتن خشکسالی در منطقه زاگرس گفت: محیط زیست استان های زاگرس نشین در سال های اخیر با مشکلات بسیاری دست به گریبان بوده اند؛ آتش سوزی های گاه و بی گاه هر ساله بر پیکر زاگرس زخم می زنند تا بدین طریق کمبود نیرو و امکانات در کنار ناآگاهی برخی از جوامع محلی بیش از پیش به چشم آید.

محسن تیزهوش ادامه داد: این در حالی است که ثمره این آتش سوزی های عمدی و غیر عمدی، از بین رفتن تنوع جانوری و گیاهی زاگرس بوده است و این خطری جدی برای تداوم حیات بر این پهنه گسترده و سبز به حساب می آید.

وی با اشاره به تاثیر خشکسالی در سال های اخیر بر اکوسیستم زاگرس، یادآور شد: رویشگاه زاگرس بزرگترین جنگل طبیعی کشور به شمار می آید و با وسعتی بیش از 6 میلیون هکتار نقش غیر قابل انکاری در پایداری های اندوخته های ژنتیکی این سرزمین بر عهده دارد.

این کارشناس محیط زیست ادامه داد: این در حالی است که بخش عظیمی از منابع آبی ایران از طریق چرخه سبز زاگرس به وجود آمده در حالیکه جنگل های زاگرس با شدتی بیش از گذشته در حال نابودی اند.

تیزهوش بیان داشت: این روزها شنیدن این خبر که 33 درصد از وسعت جنگل های زاگرس در حال خشک شدن هستند، بر نگرانی های دلسوزان محیط زیست ایران افزوده است.

گرمای بی سابقه در استانهای زاگرس نشین / زاگرس توان مقابله با خشکسالی را ندارد

وی یادآور شد: وقوع خشکسالی در اقلیم زاگرس دلایل بسیاری را در دل خود نهان کرده و به وجود آمدن چنین شرایط بحرانی حاصل یک مجموعه از عوامل مختلف بوده که متاسفانه برای کاهش اثرات منفی این عوامل هیچ برنامه جامع و کارشناسانه ای در نظر گرفته نشده است.

این فعال محیط زیست افزود: بر اساس نقشه منتشر شده از سوی پایگاه مدیریت خشکسالی کشاورزی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان اکثر استان های زاگرس نشین در دو کلاس خشکسالی خفیف و متوسط جای گرفته و این در حالی است که این روزها گرمای بی سابقه بر روی استان های غربی کشور چیره شده است.

وی معتقد است که اقلیم زاگرس در حال حاضر قربانی توسعه ای است که با چشمانی بسته تنها به فکر بازده های کوتاه مدت بوده و به همین دلیل بر خشکسالی های طبیعی، تنش هایی که بر اثر پروژه های غیرکارشناسانه در حال اجراست، افزوده شده و با تداوم چنین برنامه هایی ایران از خدمات رایگان زاگرس بی بهره خواهد شد.

تیزهوش ادامه داد: سد هایی که امروز بر شانه های زاگرس احداث می شوند، یکی از اصلی ترین دلایل تخریب جنگلها، از بین بردن سرزمین های بکر بالادست و پایین دست، مهاجرت جوامع محلی به شهرها و...است در حالیکه زاگرس در طول هزاران سال نیاز آبی کشاورزان و مردم را به راحتی تامین کرده است.



وی یادآور شد: یکی دیگر از عوامل تنش در منابع آبی زاگرس و تقویت خشکسالی در اکثر استان های زاگرس نشین، پروژه های انتقال آب بوده که متاسفانه ضربه های بسیار محکمی را بر پیکره زاگرس وارد آورده و بی توجه به طبیعت مکان انتقال دهنده آب، مرگ بوم‌سازگان منطقه را در پی داشته و با تهی شده سفره های آب زیرزمینی کشاورزان بی شماری بیکار خواهند شد.

این کارشناس محیط زیست افزود: منابع آبی زاگرس در حال عقب نشینی است و این برای تمامی استان های کشور خطری جدی به شمار می آید.

***

به هر حال این روزها که خشکسالی در مناطق مختلف ایران هر روز با شدت بیشتری نفوذ می کند باید ضمن برنامه ریزی جامع برای مقابله با این پدیده از طرح های غیرکارشناسی که محیط زیست ایران را در مقابل این پدیده آسیب پذیرتر می کند به شدت خودداری کرد.

دکتر مزدک دربیگی مدرس دانشگاه در رابطه با راهکارهای مقابله با پدیده خشکسالی عنوان کرد: راهکارها در این زمینه که مفصل است ولی یک بخش آن جهانی است و نمی توان به صورت انفرادی مبارزه کرد و انگیزه بین المللی می خواهد مانند موضوع گرمایش جهانی.

وی ادامه داد: ولی در بخش ملی به نظر می رسد باید به سمت راهکارهای سازش پذیری رفت یعنی راهبردهایی برای سازش انسان و محیط با تغییرات اقلیمی و خشک سالی آتی تدوین کرد چرا که با استمرار روند فعلی خشکسالی یک مسئله قطعی است.

این فعال محیط زیست تصریح کرد: در هر صورت یکی از اصلی ترین راهکارها باید در بخش منابع آب باشد که زندگی وابسته به آن است و نخستین جایی است که از خشک سالی آسیب می بیند.

دربیگی یادآور شد: تا زمانی که مدیریت منابع آب ما سنتی باشد به ویژه در بخش کشاورزی و همچنین مدیریت تخصیص منابع آبی درست انجام نشود مانند حقابه محیط زیست و تخصیص آب به صنعت و کشاورزی و شهرنشینی بر اساس برنامه های آمایش سرزمین، نمی توان گفت که منابع آبی ما از خشکسالی جان سالم به در ببرند.

وی با تاکید بر اینکه هر جا هم که آب نباشد بدیهی است زندگی وجود نخواهد داشت، یادآور شد: اگر مدیریت خشکسالی در چند سال آینده طرح جامع بلندمدت خشکسالی کشور را تدوین و درست اجرا نکند، خیلی نمی توان به زندگی سالم در ایران در چند سال آینده خوش بین بود.

به هر روی به نظر می رسد تداوم خشکسالی در کشور عزیزمان درس های بسیاری را در خود نهفته کرده که باید از این هنگامه تلخ درس گرفته و به صورت عملی نشان دهیم که به روح حاکم بر اصل 50 قانون اساسی کشور اعتقاد داشته و در همین راستا از هر نوع فعالیتی که محیط زیست را تخریب کرده و منابع آبی این سرزمین را به هر دلیلی آلوده و یا از بین ببرد، ممانعت به عمل خواهیم آورد.

از سوی دیگر باید در شرایط بحرانی کنونی مدیریت منابع آب و تدوین برنامه های جامع مقابله با خشکسالی را در دستور کار قرار داد تا قبل از بحرانی شدن این وضعیت بتوان کشور را در مقابل آن تجهیز کرد.
منبع: مهر

مهمترين مناطق زلزله خيز تهران

هر چند گسلهای تهران فعلا قصد تکان خوردن ندارند اما برخی مناطق پایتخت از جمله منطقه 1، 2، 3، 4، 5 ، 22 و مناطق جنوبی از جمله 15 و 20 از مناطق پرخطر هستند که برای مقاوم سازی آنها باید چاره ای اساسی اندیشید.
هر چند گسلهای تهران فعلا قصد تکان خوردن ندارند اما برخی مناطق پایتخت از جمله منطقه 1، 2، 3، 4، 5 ، 22 و مناطق جنوبی از جمله 15 و 20 از مناطق پرخطر هستند که برای مقاوم سازی آنها باید چاره ای اساسی اندیشید.

به گزارش خبرنگار مهر، میان این همه شتاب و دغدغه برای رسیدن ها، ناگهان همه چیز می لرزد. تکانهای پی درپی. خانه هایی پوک و توخالی با اولین تکان فرو می ریزند و زمین ترک می خورد وساکنانش را می بلعد.

در میان کوچه های باریک و خانه های بی نما دیگر چیزی به نام زندگی باقی نمانده است. همه چیز با خاک آمیخته شده و آن چه مانده آخرین نفسهایی است که زیر خروارها خاک منتظر ناجیانشان هستند. این خانه های مریض که موریانه درونشان راخالی کرده و ریزدانه هایی که مدت ها در کمین جان ساکنانشان بوده اند با آرام ترین تکان همچون یخ آب شده ای آرام به سطح می رسند.

اما هیچکدام ازساکنان این شهرچنین تصویری را به یاد ندارند، زیرا از آخرین تجربه زلزله تهران صد و هشتاد سال گذشته است.

آرامش قبل از طوفان گسل های تهران

گسل های تهران مدتها است که آرام گرفته اند و تکانی نمی خورند اما به اعتقاد بسیاری باید منتظر جا به جایی این صفحات زیرزمینی بود.اما کدام مناطق شهر تهران برروی گسل قرار گرفته اند.

به اعتقاد کارشناسان بعضی از گسلهای پایتخت شناسایی نشده اند. اما شاید 9 تا 10 منطقه تهران بر روی گسل قرار داشته باشند که شامل مناطق شمالی تهران از جمله منطقه 1، 2، 3، 4، 5 و 22 برخی مناطق جنوبی از جمله 15 و 20 می شود.

مسعود شفیق، مشاورعالی طرح جامع تهران در رابطه با گسل های پرخطر تهران به مهر می گوید: گسل ری و گسل مشاع که در جنوب و شمال تهران قرار دارند از گسل های خطرناک شهر تهران هستند که در طرح جامع تهران برای فضاهای مدیریت بحران این مناطق برنامه ریزی هایی انجام شده است. اما چقدر خانه های پایتخت با این گسل ها فاصله دارد؟

بسیاری از کارشناسان شهری معتقدند: حریم هیچ گسلی در تهران رعایت نشده و در مکان هایی که نباید بلندمرتبه سازی صورت می گرفته، برج های چندین طبقه ساخته اند. هر چند در مقطعی آیین نامه هایی آن هم از سوی مسوولان سازمان برنامه و بودجه در خصوص ساختمان تهیه شد، اما هیچ کدام اجرایی نشده و در نهایت امروزه شاهد ساخت و سازهایی بی رویه در محدوده گسل ها هستیم.

مقاومت 6 ریشتری خانه های تهرانی

محسن تشکری کارشناس ارشد عمران با اشاره به مقاومت ساختمان های تهران در برابر زلزله می گوید: ساختمان های نوساز تهران صرفا در برابر زلزله ای با درجه تخریب 6 ریشتری مقاومت دارند و در درجات بالاتر زلزله به تخریب آنها می انجامد که این موضوع در بافت فرسوده به زیر 5 ریشتر می رسد. اما چقدر شهر آمادگی مقابله با زلزله را دارد ؟
 منبع: تابناك

كشف آتشفشان در كره ماه

نقاط آتشفشانی در نقاط دوردست ماه کشف شدند.

به گزارش برنا، دانشمندان شواهدی جدید از وجود آتشفشان در نقاط دور دست کره ماه به دست آوردند.

این کشف، نمونه نایاب از وجود آتشفشان در سطح ماه است که ارتباطی با رویداد‌های موثر در شهاب سنگ‌ها، ستاره‌های دنباله‌دار و سیارک‌ها ندارد.

تا قبل از این کشف، بهترین نمونه‌های آتشفشانی در نیمه نزدیک ماه و در منطقه‌ای به نام «پروسلاروم کریپ Procellarum KREEP » مشاهده شده بودند.

گروهی از دانشمندان به رهبری «برادلی جولیفBradley Jollif » از دانشگاه واشینگتن در مشاهدات خود بر روی نیمه دورتر ماه برمنطقه‌ای با گنبدهای به ارتفاع 6 کیلومتر تمرکز کردند. آن‌ها بر این باورند که این گنبدها که دارای دامنه ‌های با شیب تند هستند، در اصل آتشفشان بوده‌اند.

خواندني و ديدني

اواخر سال 2009 بود که کم کم آب که روستا را در بر گرفته و آن را به پهنه دریا تبدیل کرده بود، شروع به فرو نشستن کرد؛ تغییرات آب و هوایی، روندی عکس آنچه را در سال های پیش داشت، در پی گرفت و ویرانه های روستای ویلا، سر از آب برآورد.
ویرانه ها سر از آب برآوردند و یاد روزهای پر رونق اواسط سده گذشته را زنده کردند؛ اما این بار نه شهری گمشده از خلال قرن ها، بلکه روستایی که 25 سال پیش ناپدید شده بود، سر از آب برآورد.

این ویرانه ها نه برای باستان شناسان که برای بازماندگان ساکنان قدیمی اش جذابیت دارد تا دوباره با قدم زدن در خیابان های آن، خاطرات برایشان زنده شود؛ هنگامی که دهکده زیبا و توریستی «ویلا»، مرکز رفت و آمد توریست های بسیاری بود و ساحل زیبای آن جای مناسبی بود برای گذراندن تعطیلات.

در سال 1920 روستای کوچک و توریستی در 600 کیلومتری جنوب غربی بوینس آیرس، در نزدیکی ساحل Lago Epecuen و در کنار دریاچه نمک ساخته شد که ویلا نام گرفت. روستای زیبا و کوچک که مناظر چشم نوازش، برای جذب توریست ها بهانه خوبی بود. این روستا به سرعت تبدیل به مرکز گردشگری شد و رونق بسیاری پیدا کرد. جاده، راه آهن و رفت و آمد  توریست ها بر رونق آن افزود که اوج آن در سال 1970 بود؛ یعنی هنگامی که جمعیت این روستای زیبا، به پنج هزار نفر رسید.

اما همه چیز به خوبی و آرامی نبود. در همان زمان، تغییرات آب و هوایی گسترده ای رخ داد؛ بارش های فراوان و غیر معمول آن سال ها، موجب بالا آمدن آب شد و به تهدیدی برای روستا تبدیل گشت. این رخدادها با شکستن سد خاکی تکمیل شد و روستای زیبای ویلا با همه مناظر زیبا و خاطرات تلخ و شادش به زیر آب رفت و سیل کم کم همه روستا را فرا گرفت و ارتفاع آب در سال 1993 به چیزی نزدیک به 10 متر رسید.

اواخر سال 2009 بود که کم کم آب که روستا را در بر گرفته بود و آن را به پهنه دریا تبدیل کرده بود، شروع به فرو نشستن کرد؛ تغییرات آب و هوایی روندی عکس آنچه در سال های پیش داشت، در پی گرفت و ویرانه های روستای ویلا سر از آب برآورد.

در زیر، گزارش تصویری خبرنگار خبرگزاری فرانسه را می بینید که حاصل بازدید او از این روستاست:



تصویر هوایی از روستای ویلا که حدود 25 سال پیش در آب فرو رفت.



تصویر هوایی از میدان اصلی شهر و خیابان های منتهی به آن



تصویری هوایی از محدوده روستای قدیم ویلا که هنوز بخش های بسیاری از آن زیر آب است



«نورما برگ» با خانواده اش در کنار ویرانه های خانه قدیمی شان قدم می زند



خانه های ویران و خودرو پوسیده



راه پله ای به هیچ جا



تفاوت پس از 25 سال




این هندونه ها می چسبند