تگرگ و كلاغ تنبل و بي خيال
.....
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۱ ساعت 14:55 توسط احد راشدی
|
.....
.. ..
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین در پس آن کوی بن بست در دل تو٬ آرزو هست؟
* * *
کودک خوشحال دیروز غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد ، آرزوها رفته بر باد
* * *
باز باران٬ باز باران میخورد بر بام خانه بی ترانه ٬
بی بهانه شایدم٬ گم کرده خانه
این شعر را از وبلاگ کهنه دانش اموزم اقا محمد گل از دبیرستان ازادگان بر داشتم